161

خرید بک لینک

آخرین مطالب

امکانات وب

امشب هی خواستم بنویسم ولی بعد از جمله بندی تو ذهنم انگار اجازه ی تایپ کردنشو نداشتم..! من نتونستم حرف بزنم.نتونستم بگم اینجوری حرف نزن بامن..نتونستم بگم من اینجا دستام میلرزه و چشام تار میشه ولی حتی نمیتونم برم چیزی بخورم..نتونستم بگم به لحظه نمیکشه که یادم میره من ناراحتم و باز میام و از احساساتم باهات حرف میزنم..و کمتر از ثانیه احساس کسیو داشتم که یه سطل اب یخ رو سرش خالی شده باشه..نخواستم بگم بودن من با تو از بی کسی من نیست گلم ..بودن من با تو ازینکه کسیو ندارم نیست...من اگه با توام فقط بخاطر اینه که دوست دارم میخاستم مثه همیشه یکی یه دونه ی من باشی..! اوضاع انگار فرق کرده انگار اینجوری بودن قشنگیشو تو این دوره از دست داده. بهترینم..امشب حس کردم باورم نداری و این بود که منو شکست...!

+ نوشته شده در ساعت توسط غزاله |
همیشه ننوشت!!...

ما را در سایت همیشه ننوشت!! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:48

صفحه بندی