
مامان به مریم میگوید : مار هم وختی آدم خواب باشه نیشش نمیزنه..چطور دلت امد با داد و بیداد بیدارش کنی؟ اولش که بیدارم کرد برایم اهمیت نداشت ولی وقتی مادر جانم این را گف قلبم تق!!! صدا داد.. +هر بدونی،هر بودنی از نبودن بهتر است.....
ادامه مطلب
الان چند وقتی هست که دلم میخواهد از سطل آشغال نارنجی رنگ محبوبم بنویسم.نمی خواهم هم خیلی آب و تابش بدهم ولی دوست دارم همینقدر را بگویم که من از پرشدن نارنجی زیبایم ذوق میکنم!! راستش را بخواهید من آدم نامتعارفی هستم..از همان روزی که حس کردم تختم بدردم نمیخورد از اتاقم به اتاق دیگری تبعیدش کردم.من یک اتاق خالیه سفید رنگ دارم که پرده های همیشه رقصان با گل های درشت نارنجی دارد که اگر قبلتر ها کنار زده میشد درخت های انار و گردو و گاها نور نقره ای از بین آن بی نظمی ها خود را به نمایش میگذاشت.ولی حیف ک...
ادامه مطلب