مریم وقتی میخوابد شبیه فرشته ها میشود..عاشق موهایش هستم..گفتم بارها گفتم.از دخترا ها و خانم هایی که با وجود بدرنگ بودن دندانشان رژلب قرمز میزنند بدم می آید خیلی زیاد! دلم میخواهد موهایم را چتری کوتاه کنم.از زن های غرغرو فراری ام.از بلاتکلیفی و ندانستن اینکه باید چه کنم کلافه میشوم.از ادم هایی که بی جهت در کوچه و خیابان ولو هستن حالم بهم میخورد..تنهایی بیرون رفتن را دوست ندارم.ناراحتم میکند.پدرم را دوست دارم.خیلی زیاد.شبیه پسربچه های سرتق است با وجود تمام رفتارهای مردانه اش به ما وابسته است.جانش به جان ما بند است..قد بلند است و خوشتیپ..همیشه از اینکه پدرم پدرم هست افتخار میکنم.شهر ما کوچک است.حالم از فضای اشغالش بهم میخورد.چند وقت است دلم میخواهد خانوادگی برویم رستوران یا جایی که فقط خودمان باشیم ولی هی میندازند عقب و عقب تر! از همه ی ادم هایی که امروز دیدمشان حالم بهم میخورد حالم را بهم میزنند.دخترهای شلخته را دوست ندارم.دخترهایی با بالاتنه ی نسبتا بزرگ برایم جذاب نیستند..اوه خسته ام .میخاهم امشب تا صبح بخوابم.شب بخیر..
همیشه ننوشت!!...ما را در سایت همیشه ننوشت!! دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 4