
نمیدانم این چیزی که مرا به تو وصل میکند چیست..! بیشتر از حس دوست داشتن است..انگار از یادم میرود ناراحتم..احساس تنهایی میکنم.غصه دلم را پر کرده..استرس زیاد باعث طولانی شدن پریودم شده..سردرد های مداوم رهایم نمیکند..استخوان هایم xa0تیر میکشد..چشمانم را نمیتونم خیلی باز بگذارم..کتابهایم را میبینم حالت تهوع میگیرم..همه و همه را فراموش میکنم..مینشینم کنارت که برایم بگویی که ارارم شوی..که حرف بزنم برایت تا حواست پرت شود...و من در تمام این مدت همه ی دردهایم را فراموش میکنم..بدخلقی هایت را به جان میخرم.....
ادامه مطلب
اومم فکر میکنم یکی از اصل هایی که باید تو زندگیم بهش توجه کنم اینه: آدم هر چیزیو با دوسش درمیون نمیذاره!!xa0 +دوستان لطفا جنبه داشته باشید:)...
ادامه مطلب
مامان به مریم میگوید : مار هم وختی آدم خواب باشه نیشش نمیزنه..چطور دلت امد با داد و بیداد بیدارش کنی؟ اولش که بیدارم کرد برایم اهمیت نداشت ولی وقتی مادر جانم این را گف قلبم تق!!! صدا داد.. +هر بدونی،هر بودنی از نبودن بهتر است.....
ادامه مطلب
به شکل خودخواهانه ای دوس ندارم کسی اهنگ هایی که بم دادیو گوش کنه و حتی استیکرایی که برام میزنیو برات میزنمو بزنه >__...
ادامه مطلب
آدمی از نبودن کسی که دوستش دارد، نمیمیرد..اما زندگی با این سیاق فقط : تکرار مکررات است..:)...
ادامه مطلب
ایشششش:'(...
ادامه مطلب
من پابرهنه قدم زدن در ساحل را دوست دارد..من نشستم روی شن ها و بازی با آن ها را عاشق است..من هر جا میرود فکر میکند که اگر تو بودی چه میشد..هی فکر میکند فکر میکند..محشر میشد..من فکر کردن به تو را دوست دارد ولی xa0از فکر کردن به بعضی حرف هایت فرار میکند..من گل بازی را عاشق است..من جیغ جیغ کردن در قایق موتوری را دوست دارد..من از قایق موتوری میترسد..من نارنجی را خیلی عاشق است..من از دعوای بزرگتر ها بیزار است..من از داد زدن وحشت دارد..من آب بازی را هر کجا باشد دنبال میکند...من از کودکی کردن خوشش می آی...
ادامه مطلب
الان چند وقتی هست که دلم میخواهد از سطل آشغال نارنجی رنگ محبوبم بنویسم.نمی خواهم هم خیلی آب و تابش بدهم ولی دوست دارم همینقدر را بگویم که من از پرشدن نارنجی زیبایم ذوق میکنم!! راستش را بخواهید من آدم نامتعارفی هستم..از همان روزی که حس کردم تختم بدردم نمیخورد از اتاقم به اتاق دیگری تبعیدش کردم.من یک اتاق خالیه سفید رنگ دارم که پرده های همیشه رقصان با گل های درشت نارنجی دارد که اگر قبلتر ها کنار زده میشد درخت های انار و گردو و گاها نور نقره ای از بین آن بی نظمی ها خود را به نمایش میگذاشت.ولی حیف ک...
ادامه مطلب
بعد از سرو ناهار با خواهرم گرم صحبت بودیم.البته که حرف هایش مزه ی تلنگر،نصیحت،یا هر چیز دیگری که بخواهد مرا از خواب بیدار کند داشت..شاید چون چیز زیادی از من نمیداند انقدر حق به جانب حرف میزند و مرا یک آدم بی خیال تلقی میکند.شاید چون نمیداند مرا یک آدم بی دغدغه که همه چیز برایش مهیا هست میپندارد.میدانید آتش این حرف ها از کجا گرم شد؟ الان چند وقتی ست که خانواده ی نسبتا کوچک ما دارند مشکل یابی میکنند.البته که پدرجانم در راس قرار دارد.ناگفته نماند وقتی او اینگونه مسئله ای را پیگیری میکند حتما خیلی م...
ادامه مطلب
:)...
ادامه مطلب
گاهی آدم ها مجبور به انجام کارهایی میشوند که خودشان دوست ندارند..هیچ وقت نداشتند. آنها این کار را میکنند چون دیگر دوستشان نخواهند داشت. البته که دلیل منطقیی نیست؛در روز بارها و بارها به ما تجاوز میشود.تجاوز هایی نرم و آهسته..تجاوز هایی به قلب و ذهن ما..اما هنوز تصورمان از تجاوز ، جنسی و جسمی است....
ادامه مطلب
من قبلا یک رم داشتم.یک گوشی با یک حافظه ی پر از عکس و فیلم و موزیک هایی که دوسشان داشتم.یک روز صبح بعد از اینکه صبحانه ام را خوردم. رمم را با ناخن گیر تکه تکه کردم و گوشیم را فرمت! این شد که الان با یک حافظه ی خالی رو به رو هستم....
ادامه مطلب
فکر میکنم پسرایی که فوتبال نگاه نمیکنند یه ویژگی منحصر به فرد دارند! xa0...
ادامه مطلب
خوشبختی یعنی یه مامان داشته باشید که باوجود بی حوصلگی هاش وقتی دلتون غم داره و خودتونو مچاله میکنید و میرید تو بغلش موهاتونو نوازش کنه ..بو کنه ..ببوسه و بگه چقد تو لوسی اخه ^__^...
ادامه مطلب
اینجوری "بودنت" بهم یه xa0حس تنهایی شدید القا میکنه..!...
ادامه مطلب